تبليغاتX
نامه ها - فينگيل بانو به قطعات نا مساوي تقسيم شده است...

نامه ها

تئاتر ملاقات بانوی سالخورده نمیدونم تا کی اجرا میشه ولی اگه میتونین حتما برین ببنین... کیف کردم دیشب... بعد از اون تئاتر مزخرف هادي مرزبان،لبخند با شكوه آقاي گيل رو ميگم...ما كه نتونستيم بريم افرا رو ببينيم... كسي هست كه هم افرا رو ديده باشه هم ملاقات بانوي سالخورده رو؟؟؟

----------

تو اداره يه برنامه از پارسال دادن ما بنويسم كه قرار بود خيلي ساده باشه... هي ما جلسه گذاشتيم و اين برنامه ساده رو نشونشون داديم هي اونا يك كم پيچيده ترش كردن و گفتن وقتي اين قابليت ها رو بهش اضافه كردين تحويل بدين... باز ما اون قابليت ها رو بهش اضافه كرديم و جلسه گذاشتيم و اونا تست كردن و دوباره گفتن نه اگه اين كار رو هم بكنه بهتره... باز ما اون كار رو بهش اضافه كرديم و بعد گفتن نه اون كاري كه ماه پيش گفتيم اضافه كردين خوب نيست اونو بردارين و همينجوري از پارسال تا الان كه من در خدمتتون هستم هنوز ورژن يكش رو هم تحويل نگرفتن!!! حالا كاش يه تيم كارشناسي قرار بود اين كار رو بكنه نرم افزار دست گل ما رو دادن دست يك سري زن ۵۰ ساله خانه دار بچه دار زنبيل به دست خنگ منگل كه دو زار نميفهمن... البته براي ما هم مهم نبود... بالاخره چه از اين نرم‌افزار استفاده بكنن چه نكنن ما سر ماه حقوقمونو ميگيريم... از اون طرف هم ياسمنگولا كه داره براي فوق ميخونه منم كه مشغول وبلاگ خوني... هر دو هفته اي كه مثلا براي يه كار بهشون ميگفتيم وقت لازم داريم دو روز آخرش سريع كارارو ميكرديم و همينجوري طول كشيد تا الان كه من ميخوام دو روز مرخصي بگيرم يا مثلا دير بيام و زود برم يه دفعه تا ده اسفند بهمون وقت دادن كه ۵ صفحه A4 قابلیت رو بهش اضافه کنیم بعدم بهمون گفتن که این اگه کامل بشه میخوان تو کل سازمان ازش استفاده کنناز اون طرف هم ماجرا تو سازمان درز پیدا کرده و معاون کوفت و زهر مار هم کار رو پیگیری میکنهفکر میکنن من و یاسمنگولا مایکرو سافتیم!!!! منم الان اصلا تو مود برنامه نوشتن نیستم و یاسمنگولا هم که آخر هفته امتحان داره و از همون اول آب پاکی رو ریخت رو دستم که روش حساب نکنم...

-----------

ديروز در ادامه پريروز به كارگري گذشت(آي كمرم!!!) ولي ديگه تقريبا خونه تميز شدتصميم گرفتيم جهت جلوگيري از سكته قلبي و كنده شدن دست و پا و شكستن كمر، ديگه زمين اتاقها رو به شدت زمين هال تميز نكنيم و با دو عدد موكت از اين آماده ها (اصلا همچين موكتي وجود داره؟؟؟) سراميكهاي قيري و رنگي و سيماني و روغني رو بپوشونيم... چون بعد از هشت بار تميز كردن سراميك هاي هال به اين نتيجه رسيديم كه اگر كلا سراميك ها رو عوض ميكرديم هزينه جسمي و روحي كمتري رو متقبل ميشديم...

جمعه قرار بود يه سري از وسايل خريداري شده تحويل داده بشه كه به علت بدقولي جماعت كاسب تا هفته ديگه به تاخير افتاد...پنجشنبه هم قرار بود براي نصب مستراح! ساعت ۳ برسن خدمتمون كه جاتون خالي تا ساعت ۹ شب ما رو بدون حتي يك صندلي با پاهاي ورم كرده در دمپايي! بعد از ۱۲ ساعت كار جانفرسا، ايستاده نگه داشتن(ولنتاين رو ميگما!!! قابل توجه آب معدني)... جوري كه بابام فرداش به غير از كمر درد وحشتناك، تب هم كرد!!!! تازه بابام فقط به قول خودش مديريت ميكرد!!! (مديريت به اين معني كه ميومد بالاي سر ما و تشويقمون ميكرد و بهمون روحيه ميداد و خاطره تعريف ميكرد و وقتمونو ميگرفت!!!) ولي ديگه شنبه هفته آينده همه وسايلمون توي خونه تميز قشنگمون چيده شده

----------

چهارشنبه تو بوفه کلاس نشسته بودیم که دیدیم از اتاق بقلی صدای فیلم سنتو*ری میاد... با اینکه ندیده بودیمش ولی کاملا میشد صدای چاو*شی و را*دان رو تشخیص داد...پریدیم تو اتاق و دیدیم سه تا از بچه ها نشستن و دارن تو کامپیوتر امور مالی فیلم رو میبینن... گفتن از خود مهر*جویی گرفتن!!! و قرار شد برای ما هم رایت کنن و هفته دیگه بهمون بدن... میگفتن خودش تصمیم گرفته فیلمشو پخش کنه!!! که وزارت ار*شاد ضایع بشه!!! خیلی دلم سوخت

نکته:اینکه دیگه راجع به کلاسای چهار شنبه ها نمینویسم دلیلش اینه که بیشتر فیلم میبینیم.

----------

کسی صوفی نامه شهرام ناظری رو شنیده؟؟؟ من که دو روزه همراه با زمین سابیدن دارم با این نوار رقص سماع! میکنم!!! گل باقالی میگه توی گوشه ای از دستگاه ماهور ساخته شده که معمولا توش نوحه میخونن... بعد واقعا یه جوریه که تو برات مهم نیست طرف داره چی میگه دلت میخواد از ته دل بشینی و برای همه بدبختیهات گریه کنی!!! خیلی جالبه ها!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط فيگيلو  |